
تنها تر از یه پاییز دل خون تر از یه ابرم
نیستی و باز به یادت عکساتو بغل می کردم
از دست رفتن نفسهام نبض خیس توچشمام
غیر تو توفکر من نیست این دل که بی تو تنهاست
خسته تر از سکوتم آه سردی توی سینه ام
با این دردای کهنم باز پنهان براهت می نشینم
از تو دورم گل من نیستی و باز بی قرارم
تا برگردی به خونه سر روی اشکام میزارم
اون وقت که نیست امیدی توی راه جدای
اون رفت و خاطراتم می خونن باز کجای
من قصه ی یه دردم شمعی تنها توبادم
خاک حسرت رو دوشم بازم چشماته بیادم
آه و افسوس خدایا آه ای رفته تو رویا
آه ای خسته ز دنیا آه ای مرده تو غم ها
بشنو از من خدایا روی موجه یه دریا
می خونم سرود غم ها با یاد یه ماه زیبا
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
عاشقانه ,
,
|
امتیاز مطلب : 48
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16